نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

در تاریخ زندگی پیغمبر دیده نشده که حضرت سفر علمی داشته باشند . پیغمبر در محیطی مثل مکه زندگی میکردند كه عالمی در آن نبود . میگفتند که در مکه و دور و اطراف آن شاید چند با سواد وجود داشت آن هم در حد اینکه بخواند و بنویسد . در زمان پیغمبر مراکز علمی متعددی وجود داشت اما در تاریخ زندگانی حضرت نمی بینیم که سفری به عنوان سفر علمی به این مراکز داشته باشند . سفرهایی که قبل از چهل سالگی پیغمبر انجام گرفت سفرهای تجاری بود . در نتیجه پیغمبری که نه استاد و کلاسی دید و نه سفر علمی داشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد . 

این غمزه و چشم به هم زدن علوم اعطایی پیغمبر از جانب خداست . خداوند در سوره نساء [آیه ١١٣] ميفرماید و * وَ عَلَّمَكَ ما لَم تَكُن تَعلَم * . خداوند به پیغمبر آنچه را که بلد نبود تعلیم داد که شامل همه علوم دنیاست .
در سوره قدر هم میفرماید إنّا أنزَلناهُ في لَيلَةِ القَدر؛ سوال پیش می آید که نزول قرآن در طول بیست و سه سال رسالت نبی اعظم اسلام بود پس چه چیزی در شب قدر نازل شد ؟
آقایان علما پاسخ دادند که قرآن قبل از نزول تدریجی نزول دفعی داشت که این نزول دفعی نزول علوم و معانی قرآن بر دل پیغمبر است نه نزول الفاظ . الفاظ اند که نیاز به زمان دارند . دریافت معانی در ذهن ، و فکر کردن به آنها به مقدار نزول الفاظ نیاز به زمان ندارد . سرعت انتقال فکر و ذهن بسیار بالاست . نمونه اش اینکه اگر انسان بخواهد آنچه را که در ذهنش میگذر به روی کاغذ پیاده کند باید وقت بیشتری را صرف کند . حتی به زبان آوردن آن هم نیاز به زمان بیشتری دارد . خیلی اوقات ممکن است در پیچ و خم فکر کردن مجهولاتی از بین برود که در زبان و نوشتن امکان آن نباشد . علم پیغمبر هم اینگونه است .

از بيانات آيت الله صدوقي مازندراني دام ظله در جلسه شرح دعاي ندبه

Submit to Facebook Submit to Google Bookmarks Submit to Twitter